³my monthپارت⁶

³my monthپارت⁶
با بوی خوشی که زیر دماغش حس میشد بیدار شد
از جاش بلند شد و وارد دستشویی شد و صورتشو آب زد و رفت پایین به سمت آشپزخونه
یونگی: بیدار شدی جوجه؟
جیمین: هومم
یونگی: بشین صبحونه آمادست
صندلی رو عقب کشید و نشست که یونگی با یه بشقاب وافل اومد پیشش، بشقاب و جلوش گذاشت و رو به روش نشست و شروع به خوردن کرد
یونگی: نظرت چیه امروز بریم خرید؟
جیمین: سرکار نمیری؟
یونگی: نه، میخام امروز فقط پیش تو باشم
جیمین: پیش من؟
یونگی: هوم
جیمین: پس بریم بیرون
یونگی: ظهر میریم
جیمین: باشه
یونگی: جیمین، وزن کم کردی؟
جیمین: نه چطور؟
یونگی: دیروز وقتی خوابت برد بقلت کردم، خیلی سبک تر از قبل بودی... قبلشم خیلی سبک بودی
جیمین:....
یونگی: ولش کن، میخای فیلم ببینیم؟
جیمین: آره
.
.
.
بلخره ظهور کردم
ببخشید که نبودم
از این به بعد واقعا دیگه خوب فعالیت میکنم
مواظب خودتون باشین قربونتون برم
دیدگاه ها (۲۴)

³my monthپارت⁷یونگی روی مبل نشست و جیمین خودشو توی بقلش جا ک...

³my monthپارت⁸¹¹:⁰⁶یونگی جیمین رو برآید بقل کرد و بردش تو حم...

سلام قشنگامم✨فیک نویسهحتما خانومی رو حمایت کنید🩷@park_rona_1...

³my monthپارت⁵جیمین و هایجین باهم بازی میکردنو یونگی هم به م...

تک پارتی بی تی اس ☀️🌀همه داشتید توی کنسرت بی نقس دنس میرفتید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط