بانوی من..

بانوی من..
اینجا مردت روزی هزار بار برای خستگی هایت میمیرد و زنده میشود
روزی هزار بار فدای دلتنگی هایت میشود
روزی هزار بار قربان صدقه مهربانی هایت میشود
و روزی هزار بار به خودم بد میگویم که در این تنهایی ها کنارت نیستم
بانوی من مردت تمام فکرش تویی شانه هایم را تا آخرین نفسم پناهگاه امن تو ساخته ام..
تو مالک بی چون و چرای منی
مالک زیبایم فدات..
دیدگاه ها (۱)

تو که هستی نه احتیاجی به هوا دارم,نه غذا..تو تمام مرا لبریز ...

ﻣﻦ ﺍﻣﻴﺪﻱ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺭﻭﺭ ﺳﺎﺧﺘﻪﺍﻡﺗﺎﺭ ﻭ ﭘﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﭘﺮﺩﺍ...

ﻣﻌﻨﺎﻱ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﻦ ، ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﺳﺖﻧﺰﺩﻳﮏ ، ﺩﻭﺭﺳﻴﺮ ، ﮔﺮﺳﻨﻪﺭﻫﺎ...

ندیدنت سخت نبست بخدا زجره..وای که این روزها بد دلم برای دیدن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط