part

part 1



ا/ت
صبح با صدای گوشی بیدارم شدم یکم نشستم تو تخت به دور ورم نگاه کردم بعدش یادم افتاد باید برم به کافه بلند شدم رفتم کار های ضروری رو انجام دادم بعدش لباس پوشیدم یکم آرایش کردم چون که حوصله ای صبحونه نداشتم نخوردم زدم از خونه بیرون چون تا کافه راهی نبود پیاده رفتم تو راه زنگ زدم به ویلیام گفت تو کافه هستم به راهم ادامه دادم بعد چند دقیقه رسیدم رفتم تو اول ویلیام رو دیدم زود پریدم بغلش بعد از قربون صدقه هم رفتن رفتیم به کارمون برسیم.
چندین بعد دوتا پسر اومد رفتم سفارشو بگیرم دوتا هات چاکلت سفارش دادن رفتم تا آماده کنم ویلیام اومد پیشم گفت.

*چقدر خوشگل بودن
+آره مخصوصا اون چشم خوشگله (تهیونگ رو میگه)

هات چاکلت رو آماده کردم رفتم تا بدم
_شمارمو نمیخوای
+منظورتون رو نفهمیدم
_میگم شمارمو نمیخوای
+نخیر

(اینم از پارت یک امید وارم خوشتون بیاد)
دیدگاه ها (۴)

part2رفتم پیش ویلیام ویلیام پرسید *چی میگفت +شمارمو میخواست ...

part۳صبح با نور خورشید بیدار شدم یکم چشمامو مالیدم بلند شدم ...

شخصیت های اصلی :ا/ت تهیونگفرعی :ویلیام۰ جیمین چند پارتی :معل...

از حموم اومدم بیرون و انتظار داشتم که جولی خونه باشه ولی دید...

والا...من دیروز خواب دیدم لیلیا میخواد پخ پخم کنه

فیک نامجون پارت نهم (میکاپ آرتیست)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط