یہ وَقتآیے هَست چشآت پُرهـ | اَشکـ |ـہ

یہ وَقتآیے هَست چشآت پُرهـ | اَشکـ |ـہ
اَمآ نمیزآری بریزهـ

گلوت پُرهـ بغضـہ اَمآ نمیزآری بشکَنہ 
دلت پُرهـ حَرفہ اَمآ فقطـ

| سُکوت و سُکوت و سُکوت |  

رآضـے نیستے
وَلے نَہ گلہ میکُنی و نَہ شکآیَتے
دیدگاه ها (۳)

گـاهـی اگــر دعـایت مسـتجاب نشـد، بـرو و گــوشـه ای بنـشـیـن...

پناهم می دهی امشب ؟ میان آب و گل رقصان ، میان خار و گل خندان...

گاهی دلم میگیرد...! ازآدمهایی که درپس نگاه سردشان با لبخندی ...

دلم میان اینهمه آدم...میان اینهمه پیچیدگی...میان اینهمه تکلف...

@d.i.y.a.n

بعضی دردها نه توی گلو جا می‌گیرن، نه فقط توی دل؛ تمام وجود آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط