# الهی...
# الهی...
با خاطری خسته...
دلی به تو بسته!
دست از غیر تو شسته... در انتظار رحمتت نشسته ام.
میدهی...کریمی
نمیدهی...حکیمی
میخوانی...شاکرم
میرانی...صابرم
......الهی احوالم چنانست که میدانی
و اعمالم چنین است که می بینی
نه پای گریز دارم و نه زبان ستیز... الهی مشت خاکی را چه شاید
و از او چه براید
و با او چه باید...؟
دستم بگیر
شبتون آروم و پر ستاره
با خاطری خسته...
دلی به تو بسته!
دست از غیر تو شسته... در انتظار رحمتت نشسته ام.
میدهی...کریمی
نمیدهی...حکیمی
میخوانی...شاکرم
میرانی...صابرم
......الهی احوالم چنانست که میدانی
و اعمالم چنین است که می بینی
نه پای گریز دارم و نه زبان ستیز... الهی مشت خاکی را چه شاید
و از او چه براید
و با او چه باید...؟
دستم بگیر
شبتون آروم و پر ستاره
- ۱.۹k
- ۲۸ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط