شراب سرخ پارت

شراب سرخ پارت ۸۶
#red_wine🍷

جئون خشمگین چنگی به موهایش زد و با استرس به منی که از اعصبانیت سرخ و رو به کبودی میرفتم نگاه می‌کرد:اون دختر هیچ دخلی به من نداره بزار اون بره..
یونگی جلویم ایستاد و با ایما و اشاره گفت"مکالمه رو طولانی تر کنم"
نمیدانستم هدفش چیست اما سعی کردم کمی مکالمه را طولانی تر ادامه دهم:هر چی بخوای بهت میدم ولی بزار اون دختر بره..اون به اشتباه وارد زندگی من شده ...

مرد خندید و گفت:اوه کیم معلوم شد این دخترو خیلی میخوای ... پس انتخاب درستی کردم.....
با حرف جیمین دیگر متوجه نشنیدم مرد پشت خط چه بلغور کرد:یونگی و هوسوک دارن ردشو از طریق مبایل میزنن..






-ا.ت ویو-
از درد نالیدم.. دیگر چشمانم سوی باز ماندن نداشت..
گوشه لبم پاره شده بود و گونه ام کبود و پیشانی ام خراش برداشته بود..و تمام تنم کوفته شده بود.
اشک ریختم برای احمقیتم..برای نادونی ام..برای فرارم..
آخ تهیونگ تو کجایی؟
من دارم میترسم..من از نبود تو اینجا میترسم..
من الان فقط میخوام تو اغوش بزرگت گم بشم و عطر تلختو استشمام کنم..توی بغلت وول بخورم و تو حلقه دستتو دور تنم تنگتر کنی..جوری منو به خودت فشار بدی که حس کنم قرار باهم حل بشیم.
من از کی فرار کرده بودم؟
از کسی که داشت از من محافظت میکرد!!
دیدگاه ها (۵)

شراب سرخ پارت ۸۷ #red_wine🍷 از کسی که داشت از من محافظت میکر...

شراب سرخ پارت ۸۹#red_wine🍷 #red_wine🍷 هیچکس جز او حق لمس این...

شراب سرخ پارت ۸۴#red_wine🍷 صدای یونگی بود که مرا به خود اورد...

شراب سرخ پارت ۸۳#red_wine🍷 واقعا کشتن اونا اینقدر سخت نبود!!...

آمپول ؟💉🥺جین. پیازا اشکمو در آوردن یونگی. هیونگ من چیکار کنم...

My Vampire P24

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط