مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

برای تو که نگذاشتی بدونِ غم بمانم :

برای تو که نگذاشتی بدونِ غم بمانم :
من پذیرفتم که نمی شود از زخمی که قرار است به من بزنی، فرار کنم و خودم «جنازه ام» را تحویلت دادم.
دیدگاه ها (۰)

هیچ چیز به اندازه ی هم آغوشی دو عاشقجراحت روح را التیام نمید...

سرت را بگذار روی سینه های من جز لابلای این باغ پارچه ای دیگر...

و ناگهان از هر تعلقی که آرامشم را به دار آویخته بود دست کشید...

به قدر کافی زیبا بودیاما راهی به سویت نداشتم این نیمه غمگین ...

وقتی میگم کنار دانش آموزانم هستم، یعنی تمام انرژی منفیهاتون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط