دیشبش در خواب دیدم با رخِ چون آفتاب...

دیشبش در خواب دیدم با رخِ چون آفتاب...
آنچنان فرّخ شبی دیگر نمی‌بینم به خواب...

#محتشم_کاشانی
دیدگاه ها (۳)

دوای درد مرا؛هیچ کس نمی داند ...فقط بگو به طبیبان ، دعا کنند...

از هم آغوشی دریا به فراموشی خاک!ماهی عمر چه دید از سفر کوتاه...

به دُور شمع پر حرارتی که عاشق استسوختن پروانه ی بیچاره تماشا...

حالم چنان بد است که تنها علاج مـندرنسخه های پنجره فولاد مشهد...

#شبانه میان خواب و بیداری شبی دیدم خیال اواز آن شب واله و حی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط