دوستان نظاره کنید من اوه روزی یه گارت میدم عوضش تا ته ته

دوستان نظاره کنید من اوه روزی یه گارت میدم عوضش تا ته ته مینویسم دیگه ویسگون بهم اجازه نمیده وگرنه من همه ی سناریو رو یه شبه تو یه پارت براتون میذاشتم ولی چون گشادم دیگه حوصله ندارم وقتی از نوشتن دست برمیدارم حسم میپره و دیگه همون یه پارت میشه خلاصه
جونم بگه براتون که چند ساعت گیشم تازه از بیرون اومده بودن سریع اول کامنتاتون جواب دادم عمویی ها بعد بدو بدو رفتم سناریو رو نوشتم گذاشتم براتون
بعد دوباره کامنت جواب دادم رفتم دش گرفتم لباسامو پوشیدم الانم میخوام ادامه سناریو رو بزارم
البته الان دارم مینویسم برا همین طگل میکشه ولی حدود یک و نیم ساعت دیگه می زارمش 🎀
دیدگاه ها (۱۲)

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

dark love

تکپارتی تهکوک ★ یک دقیقه تا فردا هوا بارونی بود و دو سالی می...

رمان:(تا وقتی که عاشقت بشم)

پُشتِ مَرز دوست داشتن پارت اولویو تهیونگ :امروز صبح وقتی از ...

Pat:7اسم: عاشق چشماش شدما.ت . توی راه گوشیم زنگ خورد. اصلا س...

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

رمان آیدل پارت ۴ فلش بک به صبح: با صدای مامانم که داشت سرم د...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p13دستام رو گذاشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط