گراهام بلِ لعنتی عزیز....

گراهام بلِ لعنتی عزیز....

تلفنی که زنگ نمی خورد که نیازی به اختراع نداشت....!

حوصله ات سر رفته بود،

" چسب قلب " اختراع می کردی....؛

می چسباندیم روی این ترک های قلب صاحب مرده مان,

وغصه ی زنگ نخوردن تلفنی که اختراعش نکرده ای را نمی خوردیم...

ساده بگویم گراهام بل عزیز....

حالِ این روزهای مرا، تــو هم مقصری....
دیدگاه ها (۱۳)

چقدر عقربه های ساعتت تنبل شده اند...... درخت گیلاس حیات.......

ننه هر چی بدبختی کشیدیم , گفتی حکمت خداست . . . . ببین ننه...

ای فرومایه گان و هرزه گان ذهنی و جسمی داعش..... ای کفتاران ...

مثل درد من تو دنیا, هیچ درد مبهمی‌نیست.... تورو دارمو ندارم,...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط