نکته :

نکته : مردی به سرعت و چهارنعل با اسبش می تاخت . اینطور به نظر می رسید که به جای بسیار مهمی می رفت
مردی که کنار جاده ایستاده بود
فریاد زد کجا می روی؟
مرد اسب سوار جواب داد
نمی دانم از اسب بپرس!

این داستان زندگی خیلی از مردم است
آنها سوار بر عادتها و باورهای غلطشان می تازند ، بدون اینکه بدانند به کجا می روند...

👤دارن هاردی
دیدگاه ها (۱)

این فیلم رو برا جاریش فرستاده و گفتهآب خونمون داره قطع میشه ...

رفیق بد

جهان شجریان نوه استاد شجریان 😍من همانند پدر و پدربزرگ، خوانن...

Death and Balm:1مرگ و مرهمتقدیم به تمام آنان که انسی بیش نبو...

امن ترین خطرپارت ۱۶«کسی که پشت سایه‌ها ایستاده» صدای آژیر هن...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط