شبخاص ...

#شب_خاص Part 28.

همینطوری که داشت حرف میزد سمتش رفتمو آروم دستاشو گرفتم

یونگی: آروم باش خیلی تند تند حرف میزنی(با لبخند)
جیمین: اوه ببخشید حواسم نبود
یونگی: اشکالی نداره راستی گفتی شمارمو میخوای درسته
جیمین: اره
یونگی: بیا اینم شماره منه ( شمارشو داد)
جیمین: ممنون بیا اینم برای منه( شمارشو داد)
یونگی: ممنونم خب حالا نیاز نیست وقتی صبح از خواب بیدار شدی نگران بشی میتونی بهم زنگ بزنی
جیمین:( سرخ شد) ممنونم
یونگی: خواهش میکنم جوجه
جیمین: جوجه؟؟
یونگی: هم شبیه موچی هستی هم جوجه
چیه خوشت نیومد
جیمین: نه فقط یکم تعجب کردم فکر کنم باید بهش عادت کنم
یونگی: درسته

(گوشی جیمین زنگ خورد)
یونگی: چیزی شده
جیمین: نه پدرمه
یونگی: آها خب جواب بده
جیمین: بله پدر
پ.جیمین: سلام پسرم میخواستم بهت بگم امروز دوستت صمیمیت داره میاد خبر داری که
جیمین: چی نه امروز؟
پ.جیمین: اره بومگیو از خارج کشور برگشته امسال سال آخرشه گفت میخواد با تو بگذرونه
جیمین: حتما پدر الان برمی‌گردم
پ.جیمین: عجله نکن خداحافظ پسرم مراقب خودت باش
جیمین: بله پدر خدانگهدار ( قطع کرد)
جیمین: ببخشید یونگی یکی از دوستام بعد از سال ها داره میاد پدرم گفت زود برگردم
یونگی: باشه اشکالی نداره میتونی بری
جیمین: ممنونم خداحافظ
یونگی: خداحافظ

ویو یونگی•
چرا دروغ بگم وقتی همچین چیزی گفت هم ناراحت شدم هم عصبانی ولی به روی خودم نیاوردم باید ببینم این دوستش کیه که اینقدر برای اومدنش ذوق کرد

ویو جیمین•
اونقدری خوشحال بودم که نمیتونستم خودمو کنترل کنم از خوشحال نفسم بالا نمیومد
رسیدم به قصر مادرم زود تر اومد

م.جیمین: سلام پسر خوش اومدی دیدارت با یونگی چطور بود
جیمین: سلام مادر خوب بود ولی خیلی نتونستیم پیش هم باشیم
م.جیمین: اشکالی نداره بزار برای دفعه بعد
جیمین: بله مادر راستی بومگیو هنوز نرسیده م.جبمین: خبر بهمون رسید ده دقیقه دیگه میرسه
جیمین: خوبه میتونم برم برای دیدنش
م.جیمین: حتما پسرم اما قبلش به پدرت خبر بده
جیمین: بله مادر

فقط ده دقیقه مونده بود تا من بهترین دوستم رو ببینم نمیدونم باید بهش چی بگم اگه منو نشناسه چی نه بابا دارم چی میگم مگه چند سال گذشته
بزار برم آماده شم به ساعت نگاه کردم
چییییییی فقط پنج دقیقه مونده باید برم سریع آماده بشم...

خمارییییی
ببخشید من از فردا قراره برم مسافرت شاید نتونم پارت بزارم ولی سعی میکنم وقتی وقتم آزاد شد بنویسمم
برای پارت بعد هفت لایک💖❤️‍🩹
دیدگاه ها (۳)

#شب_خاص. ‌. Part 29ویو تهکوک•ت...

#شب_خاص Part 30حسابی ذهن جونگ...

#شب_خاص Part 27. تو همین فکرها...

#شب_خاص Part 26اون کسی نبود ...

مادر کوک . سلام عزیزم چقدر خوشگلی همه سلام کردن .یانگی . سلا...

بیب من برمیگردمپارت : 89_ بله بفرمایید_ سلام من تهیونگم براد...

فیک درخواستی وقتی عضو هشتمی و خواهربزرگترشی ویه عضو دیگه به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط