Pat:2

Pat:2
اسم: عاشق چشماش شدم
یه لحظه احساس کردم خیلی خوشتیپه.
وایسا ببینن دو دقیق‌ است که بی حرکت وایسادم و دارم نگاهش میکنم .
سریع به خودم اومدم و سلام کردم .

جونگکوک . وای این دختره خیلی خوشگله.😍😍
وایسا ببینن دو دقیق‌ است که بی حرکت وایسادم و دارم نگاهش میکنم .
سریع سلام کرد و منم با خنده جوابش رو دادم . خیلی دست پاچه شده بودم و نمی دونستم چیکار کنم. سریع مسیر فیلم برداری رو بهش نشون دادم و اون هم سریع در رفت.😅

ا.ت . با کلی عجله وارد سالن شدم . قلبم داشت می اومد توی دهنم . خیلی چشماش قشنگ بود . داشتم از ذوق می مردم که کارگردان اومد و زد روی شونم. برگشتم که ببینم چی شده که یهویی خوردم به دستش. یه دوربین بزرگ توی دستش بود که از دست کارگردان افتاد و داشت می افتاد روی پام .

جونگکوک . همون لحظه دیدم ا.ت داره جیغ میزنه .
دویدم و سریع دوربین رو گرفتم که دیدم ا.ت افتاده رو زمین .
سریع دویدم سمتش . با ترس گفتم آسیب دیدی؟
ا.ت . حول شده بودم . یه تیکه فلز کوچولو افتاده بود روی پام و داشتم از درد می مردم . جونگکوک بغلم کرد و گذاشتم روی صندلی.
کفشم رو در آورد و گفت می برمش توی اتاق درمان و پاش رو پانسمان می کنم .

جونگکوک . بغلش کردم که یک دفعه یه چیزی گفت........

برای پارت بعدی به ۹۵ تایی برسونینم.
بوس بوس😘😘
دیدگاه ها (۳)

(دلداده)زنگ زدم جونگکوک به به ثانیه نکشید که جواب داد جونگکو...

آتیشی که از بارون شروع شدpart 46ا. ت: الان؟جونگکوک: بله.ا. ت...

ادامه سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط