childhood love
childhood love
Part ۸
ا/ت:جانمممممم؟..شما گوه میخوری عزیزم
کوک: بع اون قسمت هم میرسیم😂
ا/ت: خیلی دیوثیی
کوک: قربونت بشم
ا/ت: واییی با تو زندگی کردن اعصاب میخواد
کوک:*گونه شو بوس کردم* تو جونمی
ا/ت
وقتی در عمارت رو قفل کردیم ماشین SUV مشکی دم در منتظرمون بود و راننده شیک دستاشو از پشت قفل کرده بود و منتظر بود تا ما برسیم در عقب ماشین رو باز کرد اول من سوار شدم بعد کوک بلاخره ماشین حرکت کرد..سرمو به در ماشین تکیه داده بودم و خوابم میومد..*خمیازع*
کوک: دوبارع؟..تو که تو همیشه تو ما..* با خمیازه اون خمیازه کشیدم* پوکر*.. میخوای سرتو بزاری رو پام؟.. *نیشخند*
ا/ت: نه ممنونم راحتم
کوک: *کفشاش رو درآوردم و سرشو گذاشتم رو پام*.. بخواب..منم میخوام با موهای قشنگ و شلاقیت بازی کنم *پیچوندن مو به دوروبر انگشت و فر دادن*
ا/ت: * همینطور که با موهام ور ور میرفت چشمام کم کم گرم شد بستم
*فرودگاه*
ا/ت
خواب آلود چمدون هامونو از گیت های مختلف رد کردیم و از علافی هامون نگیم تا اینکه چی؟! برسیم به بخش پرواز های خصوصی و جت شخصی آقای داماد که اعلام حضور کنیم تا اینکه چی..هواپیما که درحال آماده سازی برای پروازه سوار شیم
کوک:*سرمو به شونه ا/ت تکیه دادم و چشمامو بستم*.. میدونی من از تو خسته ترم؟
ا/ت: آرع *لپشو بوس کردم و سرشو گذاشتم رو پام* بخوابم..نمیدونم ساعت دیگه پروازه..بیدارت میکنم
کوک: *سرمو به نشونهی تأیید تکون دادم و چرخیدم سمت بدنش و خوابیدم*
ا/ت: لپشو دوباره بوسیدم و با موهاش ور میرفتم..خیلی این حرکت رو دوست داره*
Part ۸
ا/ت:جانمممممم؟..شما گوه میخوری عزیزم
کوک: بع اون قسمت هم میرسیم😂
ا/ت: خیلی دیوثیی
کوک: قربونت بشم
ا/ت: واییی با تو زندگی کردن اعصاب میخواد
کوک:*گونه شو بوس کردم* تو جونمی
ا/ت
وقتی در عمارت رو قفل کردیم ماشین SUV مشکی دم در منتظرمون بود و راننده شیک دستاشو از پشت قفل کرده بود و منتظر بود تا ما برسیم در عقب ماشین رو باز کرد اول من سوار شدم بعد کوک بلاخره ماشین حرکت کرد..سرمو به در ماشین تکیه داده بودم و خوابم میومد..*خمیازع*
کوک: دوبارع؟..تو که تو همیشه تو ما..* با خمیازه اون خمیازه کشیدم* پوکر*.. میخوای سرتو بزاری رو پام؟.. *نیشخند*
ا/ت: نه ممنونم راحتم
کوک: *کفشاش رو درآوردم و سرشو گذاشتم رو پام*.. بخواب..منم میخوام با موهای قشنگ و شلاقیت بازی کنم *پیچوندن مو به دوروبر انگشت و فر دادن*
ا/ت: * همینطور که با موهام ور ور میرفت چشمام کم کم گرم شد بستم
*فرودگاه*
ا/ت
خواب آلود چمدون هامونو از گیت های مختلف رد کردیم و از علافی هامون نگیم تا اینکه چی؟! برسیم به بخش پرواز های خصوصی و جت شخصی آقای داماد که اعلام حضور کنیم تا اینکه چی..هواپیما که درحال آماده سازی برای پروازه سوار شیم
کوک:*سرمو به شونه ا/ت تکیه دادم و چشمامو بستم*.. میدونی من از تو خسته ترم؟
ا/ت: آرع *لپشو بوس کردم و سرشو گذاشتم رو پام* بخوابم..نمیدونم ساعت دیگه پروازه..بیدارت میکنم
کوک: *سرمو به نشونهی تأیید تکون دادم و چرخیدم سمت بدنش و خوابیدم*
ا/ت: لپشو دوباره بوسیدم و با موهاش ور میرفتم..خیلی این حرکت رو دوست داره*
- ۳۴.۵k
- ۰۶ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط