*گاهی اوقات قرار است که در پیله ی درد

*گاهی اوقات قرار است که در پیله ی درد
نم نمک "شاپرکی" خوشگل و زیبا بشوی

گاه انگار ضروری است بگندی در خود،
تا مبدل به "شرابی"خوش و گیرا بشوی

گاهی از حمله یک گربه، قفس می شکند،
تا تو پرواز کنی ، راهی صحرا بشوی

گاهی از خار گل سرخ برنجی بد نیست !
باعث مرگ گل سرخ مبادا بشوی

گاهی از چاه قرارست به زندان بروی
آخر قصه.....هم آغوش زلیخا بشوی*
دیدگاه ها (۱)

تومرا یادکنی یانکنی باورت گربشود یا نشود حرفی نیست اما نفسم ...

آزادم........

( دوستان, .... لطفا تا آخرش بخونید )یاد دارم در غروبی سرد سر...

زندگی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط