می شود در دلِ این شعر پدیدار شوی؟

می شود در دلِ این شعر پدیدار شوی؟
می شود باز به این برده خریدار شوی؟
‌
روزها می روی آن سویِ خیالاتِ محال
می شود نیمهٔ شب در پیِ دلدار شوی؟
‌
سـالها پیش به هر سـاز زدی رقصیـدم
می شود باردِگر دست به آن تار شوی؟
‌
نکند بــاز قـــرار اسـت دلــی را نبــری؟
نکند بــاز قـرار است که بی عار شوی؟!
‌
میکشم دست ازاین عاشقیِ بی سرو تَه
می شود گـردنِ این متهم اَت دارشوی؟
‌
شاید این دسـتِ قضا مهلتِ دیگر ندهد
می شود در دلِ این شعر پدیدار شـوی؟
‌
دیدگاه ها (۱)

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

قایقی خواهم ساخت ..

گاهی بی‌هوامی‌روم سراغ پست‌هاو عڪس‌های قدیمینه برای مرور گذش...

و چهل روز گذشت...💔*چهل روزه که تو از تهران رفته ای...چهل روز...

نگاهت می کنم خاموش و خاموشی زبان داردزبان عاشقان چشم است و چ...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۵ ‌درهای عظیم برج سا...

⁨⁨⁨⁨⁨و تو چه میدانیشاید امشب درست همان شبی باشد که قرار است ...

پزشکیان: تحریم ها دلایل گرانی‌های اخیر استتحریم ادامه پیدا ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط