غروب شد و دوباره باز

غروب شد و دوباره باز
هواے تو زد به سرم
من موندمو خیال تو
با این دل در به درم
غروب شد و بازم دلم
به فکرته به یادته
نگاه بی قرار من
تو حسرت نگاهته
خسته شدم از اینهمه
تنهایی و نبودنت
منتظر تو موندنو
هیچوقت تورو ندیدنت
خسته شدم از اینهمه
آوارگی در به دری
به دنبال تو بودنو
از تو نبودن خبری...
دیدگاه ها (۱)

لب دریا توی ساحل به یاد تو نشستم روی شن ها روی ماسه اسمتو من...

تاسف باره

کنارم باش ×××××××××××××× واسه من با تو سر کردن مثل آرامش محض...

به خوابم گام میداری... و در عمق نگاهت.... خوشه ای از عشق می ...

spanish girl:22

My bloody love پارت ۳۰

رمان ،~~، {p{12#چوویادستمو توی موهام کشیدم و با آزردگی به رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط