ساعت يك نصفه شب،
ساعت يك نصفه شب،
چقدر چشم تو جادوی بیگمان دارد
چقدر جاذبهات تیر در کمان دارد
به جشنوارهی شبهای پر ستاره بگو
که ماه روی تو نقدی بر آسمان دارد
نزن سپیده به دروازههای شهر خیال
نیا به خلوت عاشق که میهمان دارد
از این ضیافت اگر پای غم جداست بجاست
مرور خوی تو لبخند رایگان دارد
به یمن حال و هوایت خزان زرد امید
هوای سبز شدنهای آنچنان دارد
ندارد آینه هم صبر دیر دیدن تو
نگاه تب زدهای غرق و بیکران دارد
نبودنت اگر از ما ربوده خواب و خوراک
برای راوی این قصه آب و نان دارد
همان نگاه نخست آتشی کشیده به دل
که هر زبانهی آن هفت سر زبان دارد
چقدر چشم تو جادوی بیگمان دارد
چقدر جاذبهات تیر در کمان دارد
به جشنوارهی شبهای پر ستاره بگو
که ماه روی تو نقدی بر آسمان دارد
نزن سپیده به دروازههای شهر خیال
نیا به خلوت عاشق که میهمان دارد
از این ضیافت اگر پای غم جداست بجاست
مرور خوی تو لبخند رایگان دارد
به یمن حال و هوایت خزان زرد امید
هوای سبز شدنهای آنچنان دارد
ندارد آینه هم صبر دیر دیدن تو
نگاه تب زدهای غرق و بیکران دارد
نبودنت اگر از ما ربوده خواب و خوراک
برای راوی این قصه آب و نان دارد
همان نگاه نخست آتشی کشیده به دل
که هر زبانهی آن هفت سر زبان دارد
- ۱.۲k
- ۱۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط