ساعت يك نصفه شب،

ساعت يك نصفه شب،
چقدر چشم تو جادوی بی‌گمان دارد
چقدر جاذبه‌ات تیر در کمان دارد
به جشنواره‌ی شب‌های پر ستاره بگو
که ماه روی تو نقدی بر آسمان دارد
نزن سپیده به دروازه‌های شهر خیال
نیا به خلوت عاشق که میهمان دارد
از این ضیافت اگر پای غم جداست بجاست
مرور خوی تو لبخند رایگان دارد
به یمن حال و هوایت خزان زرد امید
هوای سبز‌ شدن‌های آنچنان دارد
ندارد آینه هم صبر دیر دیدن تو
نگاه تب‌ زده‌ای غرق و بی‌کران دارد
نبودنت اگر از ما ربوده خواب و خوراک
برای راوی این قصه آب و نان دارد
همان نگاه نخست آتشی کشیده به دل
که هر زبانه‌ی آن هفت‌ سر زبان دارد
دیدگاه ها (۳)

دیر کردی نیمه عاشق ترم را باد برد

وقتی کتاب می‌خواند نگاهش به نقطه‌ای خیره می‌شد و چشمانش برق ...

پارت ۸قرار بود از جنگ جلوگیری شود، چون به طرز بدی میناتو و ف...

پس از ان همه شیطان را مقصر دانستنداما آن لیوان ها توسط تو چی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط