شاید من ِخوش باور اگر ساده نبودم

شاید من ِخوش باور اگر ساده نبودم
تا حدّ جنون عاشق و دلداده نبودم

یا عشق اگر از سر و روی تو نمی ریخت
من کار به دست دل خود داده نبودم

غافل شدم از آخر این راه، وگرنه
با پای خودم راهی این جاده نبودم

چشمان تو قبله ست و لبت مُهر، ولی کاش
در زیر قدم های تو سجّاده نبودم

تقدیر چه بی موقع مرا از تو جدا کرد!
لعنت به تو ای چرخ، من آماده نبودم!

فواره فرو ریخت به تاوان غرورش
تاوان من این نیست که افتاده نبودم
دیدگاه ها (۴)

در تمامِ شب چراغی نیست؛در تمامِ روز..نیست یک فریاد..چون شبان...

آمدی چشمی به چشمم دوختی ممنونتمآتشی را در دلم افروختی ممنونت...

دوسال گذشت ....تو نیستی و انگار هیچ کس نیست...یاد روزای خوب ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

برده عمارت جئون

سلام سلام خوشگلا، این دوستمون داره به فیکشن جذاب از جونکوک م...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

سانزو مردمک چشاش گشاد شد و دستش کذاشت روی دهنش و چشماش سیاهی...

شاید من ِخوش باور اگر ساده نبودمتا حدّ جنون عاشق و دلداده نب...

شاید من ِخوش باور اگر ساده نبودمتا حدّ جنون عاشق و دلداده نب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط