ذوقمان که برای داشتن و خواستنِ چیزها و آدم ها تمام شد ؛ ب

ذوقمان که برای داشتن و خواستنِ چیزها و آدم ها تمام شد ؛ به دست می آوریمشان !
دقیقا همان لحظه ای که
خسته و ناامیدیم از خواستن
و بی انگیزه ایم برای داشتن ؛
دست یافتنی و رسیدنی می شوند چیزها و آدم ها ...
و باز می گردند آنان که رفته اند
و به چنگ می آیند آنان که به چنگ نمی آمدند ...
اما درست زمانی که دیگر دلیلی برای خواستن و علاقه ای برای داشتنشان نداریم !
چای که زیاد بماند با تمامِ خواستنی بودنش ؛
سرد می شود و از دهان می افتد ،
و تو ترجیح می دهی شیرینی ات را بدون چای صرف کنی ،
و کم کم عادت می کنی به این فقدان ،
و فقدان می شود قطعه ی مهمی از پازل زندگی ات ،
و چه بسیارند دوست داشتن ها
و علاقه های سرد شده و از دهان افتاده ،
و چه بسیارتر آدم هایی که به نبودن ها و نداشتن ها ، عادت کرده اند ...
دیدگاه ها (۱)

دیر زمانی نیست که دریافته ام وقتی از کسی رنجش و کینه ای به د...

🔻 رعایت پیشگیری‌ِ بهداشتی توسطِ رهبر انقلاب🔹 ️اقدام معنادار ...

هیچوقت دلخوشی ڪسی رو ازش نگیریناین دلخوشی میتونه:یه سلامیه ا...

سهم من از دنیانداشتن استتنها قدم زدن در پیاده رو هاو فکر کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط