گفتم با عشق زمان فراموش می شود و با زمان عشق

گفتم : با عشق زمان فراموش می شود و با زمان عشق
سیگاری گوشه ی لبم ، گفت : با سیگار هر دو
دیدگاه ها (۳)

نفس هایم بی توبوی خاکستر سیگار پیرمردی را می دهدکه به جوانی ...

بعد از رفتن اومن و ته سیگار و پنجره نیمه بازمانده ام که کدام...

خــامـوش شـدی در مـندرست مـثل ســیگاری نیــمهکه پــرت کـرده ...

تکلیف گفتنی ها که معلوم است … زحمت نگفتنی ها هم می افتد بر گ...

چون چشم تو دل می برد از گوشه نشینانشد گوشه ی شش گوشه برای تو...

خدا وند ا چون تو را دارم چه جای غم

« ‏تو را در ابدی ترین گوشه ی وجودم دوست دارم ‏جایی که زمان ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط