دشمنان خونی
دشمنان خونی
part4
ته:وات فا*ک
جیمین:شت
سولا که لباش سرخ شده بود بدو بدو رفت اتاقش
تهیونگ:سولا درو باز کن
کوک:معذرت میخوام بیا حرف بزنیم
یهو دوست سولا میاد(سه بوم)
سلام من اومدم برم پیش سولا
تهیونگ:میدونم درو باز نمیکنه که
سه بوم:میدونم بم گفت
سولا منم باز کن
در آروم باز میشه
سولا:بیا
تهیونگ:منم بیا..
سولا:نننهههکوک:من چی....
سولا:گمشین برین
سه بوم:خوبی
سولا:بدترین چیری بود که تجربه کردم
part4
ته:وات فا*ک
جیمین:شت
سولا که لباش سرخ شده بود بدو بدو رفت اتاقش
تهیونگ:سولا درو باز کن
کوک:معذرت میخوام بیا حرف بزنیم
یهو دوست سولا میاد(سه بوم)
سلام من اومدم برم پیش سولا
تهیونگ:میدونم درو باز نمیکنه که
سه بوم:میدونم بم گفت
سولا منم باز کن
در آروم باز میشه
سولا:بیا
تهیونگ:منم بیا..
سولا:نننهههکوک:من چی....
سولا:گمشین برین
سه بوم:خوبی
سولا:بدترین چیری بود که تجربه کردم
- ۴.۲k
- ۲۹ فروردین ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط