گیریم

گیریم
خنجر حرف تو بر پهلوی باورها نشست؛
نوشدارویی
شرابی
شیونی
شعری به کارش می‌کنیم؛
دل که چرکین شد ،
چکارش می‌کنیم...؟


شفیعی کدکنی
دیدگاه ها (۳)

زنها بی حوصلگی شان را می شویند و بغض شان را در میان دیوار ها...

نه کار دل به کام و نه دلدار سازگارخونین دلم ز طالع ناسازگار ...

پرسید چگونه ای؟گفت : چگونه باشد حال قومی که در دریا باشند و ...

من نیامده ام با تو باشممن آمده امتا تو باشم ...هیزم آتش نمی ...

‌‌

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 2Part: 15سان ها، میسو رسوند ...

استاد اخمو ۳۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط