جام جهان نماست که داریم در نظر

جام جهان نماست که داریم در نظر
در وی نگاه کن که بیابی ز ما خبر
تمثال حسن اوست در این آینه عیان
یا نور آفتاب که پیداست در قمر
دیدگاه ها (۰)

در رهت حیران شدم ای جان منبی سر و سامان شدم ای جان منچون ندی...

ای مرا زندگی جان از توزنده بینم همه جهان از توبه زمین می فرو...

مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابروجهان بس فتنه خواهد دی...

روا داری که بی روی تو باشمز غم باریک چون موی تو باشمهمه روز ...

چه مبارک است این غم که تو در دلم نهادیبه غمت که هرگز این غم ...

این شادی من که میبینی مکرر است از شدت شوق ملاقات رهبر است پی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط