زندگی ام را خلاصه کرده ام

زندگی ام را خلاصه کرده ام
به دیدن بیماران هر روزه در بیمارستان
و قلب بیمارم که جز برای هیچ کس نمیتپد
روحی که مغشوش است
و روزهایی که از فرط بی کسی،
به شب وصل میشوند
به آهنگ هایی که گوشم را به گریه می اندازند!
وگریه های شبانه
به تنهایی های مفرط
به خستگی های خواب آلود
و رنگ های سیاه و سفید کتابهای قطورم که قرار است در آینده شفا بخش باشند...
به گذشته های خیلی دور
و فرداهای تاریک
به کلماتی محدود به خنده هایی ساده
به بی عشقی های ممتد به کوچه های خالی!
و به ذهـــــنــــــی شـــلـــــوغ تــــــر از همه خیابان های این شهر!!!
به شهری که در آن همه غریبه اند
به شب ادراری چشم های نیمه کورم
و لیوان های تلختر از عشقِ چای!
به احساساتی دستکاری شده
به روزگای تحریف شده
همه زندگی ام را به روزهایی خلاصه کرده ام
که شب از ترس خون رنگ میگیرد
به دیواری مجازی
که تکیه گاهیست محکم برای همه ی حرف هایمان...
به دوستانی مجازی...
امشب آسمان هم همراه من گریست.....
دیدگاه ها (۴)

یک جو غیرت یک دشت برکت لیلی!روزگار ما روزگار غریبی ست.مجنون...

♨️گروه موسیقی BTS ♨️

هجوم فرهنگ بیگانه به تمدن کهن

حرفی ندارم 😐 کی اینو. تابپ کره چقد. بی عقلن

جانگ با دست‌هایی که از شدت هیجان و فشار می‌لرزید، دستش را زی...

جونگکوک مثل یک شکار محبوس با قدم‌های تند و عصبی طول و عرض ات...

‼️‼️‼️اعلام خطر‼️‼️‼️دو ماه آینده شرکت توی تجمعات به همه واج...

🌹❤️🌹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط