به سودای تو

به سودای تو
مشغولم ز غوغای
جهان فارغ...
دیدگاه ها (۱)

حکایت بارانِ بی امان استاین گونه که من دوستت دارم...

چطوری باور کنمتویِ این شهر به این بزرگی جایی برایِ من کنار #...

در دردناکترین نقطه‌یِدوست داشتنت ایستاده ام،اینجا که دلتنگی‌...

من که بیچاره شدم کاش ولی هیچ دلی ...گیرِ لحنِ بمِ مردانه یِ ...

بجز غوغای عشق تو درون دل نمی‌یابمبجز سودای وصل تو میان جان ن...

فارغ از غوغای جهانی ،غم عالم را ندانی ؛♥️

ای ز سودای تو دل شیدا شدهزآتش عشق تو آب ما شدهعاشقان در جست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط