این یه عشقه بیب

این یه عشقه بیب
پارت : 20

تهیونگ نمیخواست بشینه اما مجبورش کردم
_ تهیونگ هردومون خوب میدونیم جنی زنده‌س فقط بهم بگو کجاس
_ جونگکوک لطفا مجبورم نکن وقتی جنی نمیخواد تورو ببینه برای چی دنبالشی
_ این جواب من نبودا تهیونگ دارم میگم جنی کجاس
_ جونگکوک میشه دست از سرش برداری اون تورو نمیخواد با چه زبونی بگه
اعصبی شدم و با داد بلندی گفتم
_ تهیونگ یادت نرفته که شما ها اونو به من فروختین ؟
تهیونگ فردا باید تو عمارتم باشه فهمیدی ؟
( جنی )
صبح از خواب بیدار شدم امروز تصمیم داشتم برم باشگاه
به دستشویی رفتم و دست و صورتم رو شستم و اومدم بیرون
+ سلام جولیا صبح بخیر
_ صبح توهم بخیر امروز جایی میخوای بری
+ اره اگه بشه یه سر میرم باشگاه چطور مگه تو جایی میخوای بری؟
_ اره می‌خوام برم پیش دوست پسرم بهش سر بزنم
سرمو تکون دادم و مشغول صبحونه خوردن شدم
بعد اینکه صبحونه خوردم تشکر کردم و رفتم داخل اتاقم یه لباس بیرونی پوشیدم لباس باشگاه هم برداشتم
خدافظی کردم با جولیا و سوار موتور سیکلتم شدم
دیدگاه ها (۰)

این یه عشقه بیبپارت : 21به باشگاه رسیدم و موتورم رو جایی پار...

این یه عشقه بیبپارت : 22اون جونگکوک بود نه نه امکان نداره لب...

این یه عشقه بیبپارت: 19تصمیم گرفتم خودم دنبالش بگردم اما خود...

این یه عشقه بیب پارت : 18به سمت خونه جولیا حرکت کردم وقتی رس...

ددی مافیای من part1

عاشق یه خلافکار شدم پارت ۱۱تهیونگ خیلی تعجب کرده بود نمیدونم...

دوستی قدیمی تبدیل میشه به .......پارت یک `ویو ا.ت`ساعت تقریب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط