خبببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببب
خببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببب
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
طبق اماری که بدست اومد و جمع کردم مقصر با اختلاف برگیزده شد مقصر ۱۲ به متضاد هم ۳ برنده شد تبریک به کسایی که مقصر رو انتخاب کردن و عرض پوزش به کسایی که متضاد هم رو انتخاب کردن ایشالا دفعه بعد 🤗🤗
و اما سناریو مقصر : جزیات
این سناریو همون درام امگاورسه کا اکثرا ازش استقبال کردین این سناریو واقعا غمگینه و خودمم چند بار سرش گریه کردم اگه چیزهایی که دارم مینویسم رو تجسم کنید اونوقت شما هم گریه میکنید دربارهی ۱۶ _ ۱۷ سالگی ساسوکه و ناروتو هست که دشمنن و بعد به عشق منجر میشه و بعدش ازدواج میکنن صاحب یه پسر میشن که میدونین اسمش چیه و بعد از ۲ سال یه دختر هم میارن که اسمش نارا هست و بعدش بخش تاریک داستان میاد و اتفاقهای غیر منتظره و ناراحت کننده ای میوفته برای بچه ها تجربه های باور نکردنی میوفته . اولش مخلوطی از دشمنی و احساس های پنهانه و سردگمیه و بعدش احسلسی و عاشقانه میشه و بعد به غم و افسرگی میرسه و در ادامه به اتفافات غیر قابل تصور . هنوز اخرشو تصمیم نگرفتم که غمگین باشه یا شاد اونو تصمیم نگرفتم.
*نکته*
خاندان اوچیها قتل عام نشدن و جز شیپای فرعی هستن ساسوکه به دلایلی از دهکده رفته ایتاچی هم عضو اکاتسوکی نیست
شخصیت بچه ها:
پسرشون( منما) : اول ورود۲ ساله بعدش ۱۰ ساله و در ادامه ۱۲ ساله ، صورت،چشم و موهای شبیه به ناروتو ، اخلاق صدرصد شبیه به ساسوکه، سرد خشک ، اتقام جو، کمحرف، احساساتشو نشون نمیده، دارای غرور بسیار، خانوادشو دوست داره، تو مبارزه خیلی خوبه
دخترشون( نارا) : اول ورود نوزاد و بعدش ۸ ساله و در ادامه ۱۰ ساله، صورت ، چشم و موهای شبیه به ساسوکه، اخلاقش شبیه ناروتو ، روی صورتش خط داره ، بامزه ، مهربون، بازیگوش، خندون، عاشق همه هست، با همه گرم میگیره
این همه از تعریف داستان خیلی وقت بود میخواستم بزارمش ولی وقت نشد این بوک به بچههاشون بیشتر ربط داره مخصوصا منما امیدوارم خوشتون بیاد فعلا🤗🤗🤗🙃🎀
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
طبق اماری که بدست اومد و جمع کردم مقصر با اختلاف برگیزده شد مقصر ۱۲ به متضاد هم ۳ برنده شد تبریک به کسایی که مقصر رو انتخاب کردن و عرض پوزش به کسایی که متضاد هم رو انتخاب کردن ایشالا دفعه بعد 🤗🤗
و اما سناریو مقصر : جزیات
این سناریو همون درام امگاورسه کا اکثرا ازش استقبال کردین این سناریو واقعا غمگینه و خودمم چند بار سرش گریه کردم اگه چیزهایی که دارم مینویسم رو تجسم کنید اونوقت شما هم گریه میکنید دربارهی ۱۶ _ ۱۷ سالگی ساسوکه و ناروتو هست که دشمنن و بعد به عشق منجر میشه و بعدش ازدواج میکنن صاحب یه پسر میشن که میدونین اسمش چیه و بعد از ۲ سال یه دختر هم میارن که اسمش نارا هست و بعدش بخش تاریک داستان میاد و اتفاقهای غیر منتظره و ناراحت کننده ای میوفته برای بچه ها تجربه های باور نکردنی میوفته . اولش مخلوطی از دشمنی و احساس های پنهانه و سردگمیه و بعدش احسلسی و عاشقانه میشه و بعد به غم و افسرگی میرسه و در ادامه به اتفافات غیر قابل تصور . هنوز اخرشو تصمیم نگرفتم که غمگین باشه یا شاد اونو تصمیم نگرفتم.
*نکته*
خاندان اوچیها قتل عام نشدن و جز شیپای فرعی هستن ساسوکه به دلایلی از دهکده رفته ایتاچی هم عضو اکاتسوکی نیست
شخصیت بچه ها:
پسرشون( منما) : اول ورود۲ ساله بعدش ۱۰ ساله و در ادامه ۱۲ ساله ، صورت،چشم و موهای شبیه به ناروتو ، اخلاق صدرصد شبیه به ساسوکه، سرد خشک ، اتقام جو، کمحرف، احساساتشو نشون نمیده، دارای غرور بسیار، خانوادشو دوست داره، تو مبارزه خیلی خوبه
دخترشون( نارا) : اول ورود نوزاد و بعدش ۸ ساله و در ادامه ۱۰ ساله، صورت ، چشم و موهای شبیه به ساسوکه، اخلاقش شبیه ناروتو ، روی صورتش خط داره ، بامزه ، مهربون، بازیگوش، خندون، عاشق همه هست، با همه گرم میگیره
این همه از تعریف داستان خیلی وقت بود میخواستم بزارمش ولی وقت نشد این بوک به بچههاشون بیشتر ربط داره مخصوصا منما امیدوارم خوشتون بیاد فعلا🤗🤗🤗🙃🎀
- ۱.۴k
- ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط