عزرائیل اومده جون پیرزنه رو بگیره پیرزنه از ترسش فرار میک

عزرائیل اومده جون پیرزنه رو بگیره پیرزنه از ترسش فرار میکنه میره تو مهدکودک قاطیه بچه ها میشینه به پفک خوردن! عزرائیل میاد پیرزنه رو پیدا میکنه میگه تو اینجا چی کار میکنی؟ پیرزنه میگه عمو دارم پفک میخولم عزرائیلم میگه باشه پس بدو میخوایم بریم دَدَر!!!
دیدگاه ها (۳)

هار هار هار بعدیشوم ساختوم

سناریو بلولاک وقتی وقتی یه سطل آب روشون خالی می‌کنیم (درخواس...

یوکی با چشمای گرد به گیو نگاه میکنه و سعی میکنه فکر نکنه ...

عنوان: مگومی به عنوان دوست پسر

ادامهدامیان از ترسش سریع درو باز کرد بدو بدو رفت سمت اتاق در...

⭐🌕کاد فادر🌕⭐پارت ۳----------------------------------------⭐🌕...

(توکیو ریونجرز به عنوان دوست پسر )‌☆کازوتورا☆‌_این بچه کلا م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط