و باز گفتی

و باز گفتی

دوستت دارم

و صبح

از پشت خنده‌ ی تو طلوع کرد
دیدگاه ها (۳)

به پایان فکر نکناندیشیدن به پایان هر چیز شیرینی حضورش را تلخ...

حیف !" دوستت دارم "سهمِ دستانم نیستی !قسمت ام هم نیستیو این ...

گذشته هایت راببخشزیرا آنان همچون کفشهای کودکیت نه تنهابرایت ...

همیشه اونی که عاشقترهیکم بیشتر حساسهیکم زیادتر بغض میکنهیکم ...

‏فهمیدم دوستت دارم . .همان شبی که با یک حرفِ ساده‌یِ تو ،تا ...

گفتی چه دلگشاست افق در طلوع صبح،گفتم که چهره ی تو از آن دلگش...

عاشقانه گفتم دوستت دارم ولی تو خندیدی و گفتی خالی بند

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط