#گروه کیپاپ

#گروه کیپاپ
#پارت اول

جی اون.
از پنجره به بیرون خیره شده بودم پسرا داشتن والیبال بازی می کردن و صداشون تا طبقه ی سوم داشت میومد
به بازیشون خیره شده بودم و غرق در افکار خودم بودم
که حس کردم یکی داره صدام میزنه

دو دو هی: جی اون.... جی اون با توئم

دستی جلوی صورتم تکون داد برگشتم و نگاهش کردم

جی اون: چی شده؟

دودوهی: هیچی تو خودت بودی
می خواستم ببینم اتفاقی افتاده؟

جی اون:..... نه... چه اتفاقی
به لکنت افتاده بودم و نمی دونستم چیکار کنم
پوکر نگا می کرد و صورتش رو نزدیک تر می آورد

من میرم کافه یه کوکا بگیرم تو نمی خوای؟

دودوهی:نه مرسی

از کلاس رفتم بیرون موهام باز بود به عقب دادم و دوباره اومد جلو از پله ها پایین رفتم و به سمت بوفه که یهو دیدم دارم میرم تو یکی
در حالی که کلم پایین بود معزرت خواهی کردم و به راهم ادامه دادم

که دیدم داره صدام میزنه برگشتم و نگاهش کردم: تهیونگ؟

تهیونگ: سلام
کلمو کج کردم و دست تکون دادم

رفتم نزدیک
مگه تو الان نباید ترکیه باشی
کره چیکار می کنی؟

تهیونگ: لبخندی زدم: داستان داره بعدا همه چیزو از صفر تا صد براتون صدا می کنم

جی اون: جونگ کوک هم اومده؟

تهیونگ:زیاد حالش خوب نبود
تازه دیشب رسیدیم خونه مونده و داره استراحت می کنه

جی اون: باش دارم میرم کافه
چیزی می خوای؟

تهیونگ: نه

جی اون: پس من میرم
بعدا میبینمت

تهیونگ: باش

از تعجب مونده بودم
ولی به راهم ادامه دادم و رفتم کافه




دوستان امیدوارم خوشتون بیاد الان موندین که انگار من دارم از وسط فیک شروع میکنم در واقع من هر رمانی مینویسم همینم 🤣🧸
دیدگاه ها (۰)

#گروه کیپاپپارت 2دودو هی:تو کلاس نشسته بودم رمانم رو باز کرد...

#گروه کیپاپ#پارت ۳جی اون: در حالی که سرم روی کتاب بود بهشون ...

نام فیک : گروه کیپاپ 🦋 𝓫𝓮𝓱شخصیت ها : اعضا ، جی اون و دوست جی...

#شراب_سرخPart:⁶²رفتم سمت در کلبه و داشتم باز میکردم کههههههه...

استی: اوپا، امروز چه کار کردی؟🐿️: صبح بیدار شدم، به دکتر پوس...

love in the dark

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط