دوست دارم بروم سربه سرم نگذارید

دوست دارم بروم سربه سرم نگذارید
گریه ام را به حساب سفرم نگذارید
دوست دارم به پابوسی باران بروم
آسمان گفته که پا روی پرم نگذارید
انقدر آینه ها رو به رخ من نکشید
این قدر داغ جنون بر جگرم نگذارید
چشمی آبی تر از آینه گرفتارم کرد
بس کنید این همه دل دور و برم نگذارید
آخرین حرف من این است، زمینی نشوید
فقط از حال زمین بی خبرم نگذارید.
دیدگاه ها (۵)

نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادیبه حبا...

زندگی بافتن یک قالیست ... نه همان نقش و نگار که خودت می خواه...

آدمک آخر دنیاست بخند آدمک مرگ همین جاست بخنددست خطی که تو را...

کوزه گری جنس سفال من است کوزه ی بشکسته به من میرسد شکر خدا ز...

⏝ׄ⏝⏝ׄ⏝‌꩜ @ارغوانم ꩜⏝ׄ⏝⏝ׄ⏝‌ارغوان،شاخه همخون جدا مانده منآسم...

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط