بعضی چشــــم ها یک جورینـــد!

بعضی چشــــم ها یک جورینـــد!
پُر از رازند... پُر از زنــدگی....
پُر از شکــوفه های گیــلاس...
عطــرِ نگاهِ بعضی چشـــم ها مثل عطــرِ یــاس می ماند...
وقتی می پاشد توی صورتت، بدجـــور بیقـــرار می شوی! 
بعضی چشـــم های ِ بعضی آدم ها خیلـــی متفــاوتند...
زیر چشــم هایشان یک خطِ موربــی ست،
همیشه ی خـــدا انگار چشم هایشان می خنــــدد. 
میـــانِ بعضی چشم ها امنیتــی است
که دوست داری تا همیشه ی جــاری در آن غرق شوی...
میـــــــان بعضی چشـــم ها ابدیتــی نهفته است بی نظیــــــــر!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ ↓↓↓↓↓↓↓↓↓ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این چشـــم های عجیــبِ نجیــبِ بی نظیــــــر...

دیدگاه ها (۱)

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۴بعد از مدتی، ماشین جلوی یک ساختمان قد...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

🧁 پارت بیستم | نقشه‌ای برای یک سورپرایزسه ماه از روزی که لیا...

سایه‌های کلاغ پارت چهل‌ودوم | آخرین کلاغیک سال بعد...دیگر خب...

فیک : بین راندها

فصل دومپارت بیست و هشتم | قولی که تا همیشه ماندیک سال از روز...

فیک : بین راندها

فیک : بین راندها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط