یک روز بلی گفتم و امروز تو اینجا

یک روز بلی گفتم و امروز تو اینجا
همراه منی همسفر مشهد آقا
باریدن برف و حرم و دست تو در دست پرواز کنم...من نه !کنار تو شوم ما
یک چادر خیس و تو که دلواپس مایی
لبخند من و اینکه : خوشم مرد دل آرا
پاکی تو و این عشق مرا سوی خدا برد
من روی زمین هم بشوم حضرت حوا
چشمان ترم . دست تو و گنبدی از زر
با صوت برایم تو بخوان قول خدارا
وقتی که تو هستی و کنارم نفست هست
آرام شوم بی خبر از قصه ی فردا
آنها که فقط غصه چشیدند در این راه
حتما چو من و تو نچشیدند سفر را
............................
پ.ن : خیلی از این شعر خوشم اومد . شدیییید
دیدگاه ها (۱۳)

????

تعریف من از "عشق " همان بود که گفتم :دربند کسی باش که دربند ...

اینم از دخترای من در آینده ...اگرم کسی بخواد بهش میدیم ...

باهم تا بهشت ...

... .یک روز، بلی گفتم و امروز تو اینجا،همراه منی، هم سفر مشه...

عاشقانه های پاکتــــو خــــیـــــالـــــــــــمتــــو صــــح...

یا علی نام تو بردم نه همی ماند و نه غمی

مرد ترین مرد جهان

ای كه از كلك هنر نقش دل انگيز خدايیحيف باشد مه من كاينهمه از...

ای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی حیف باشد مه من کاین همه ...

تو چه آیتی خدا را ....

مولا امیر المومنین علی ولی الله

خدایا شکرت به خاطر همه چی

فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط