آخر تا کی باید انتظار تو را بکشم تا کی می توان شب ...

آخر تا کی باید انتظار تو را بکشم ؟! تا کی می توان شب ها را بیدار ماند و با خاطراتت عشق بازی کرد ؟! حتی نمی دانم عمرم کفاف می دهد یا نه ؟! تنها می دانم روزی خواهد رسید که بخت با من هم یار شود ... روزی ...
دیدگاه ها (۱)

چه صفایی دارد خیابان‌های آذر در پاییز با تو می‌شود تا خودِ خ...

خودکار توی فنجان قاشق روی کاغذ، زیبایی ات حواس مرا پرت می کن...

من اما هنوز در سکوت زنده‌ام و با حرف‌هایی که به سرم شلیک می‌...

اینجا شمال است به وقتِ آغوشت به وقتِ نگاهت به وقتِ هیچی ولش ...

#عاشقانه_های_من#روزهای_سخت #روز_سختی#زندگی #یار #یار_وفادار ...

به دریا می زنم ! شاید به سوی ساحلی دیگرمگر آسان نماید مشکلم ...

روزی که تو قلبم راحت پا گذاشتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط