Red moon

Red moon
P10
ماه قرمز
جونگ کوک ویو
ن بابا خوشم اومد.... ترسو نیس
ات ویو
رفتم پیش بادیگارد ها تا من و برسون ن و دور شهر دور دور کنیم ببینم اینجا چجوریه

ات: میخام برم ببینم اینجا چجوریه و برای شام ی رستوران پیدا کنم
بادیگارد: چشم بفرمایید
ات ویو
سوار ماشین شدم و حرکت کردم
چقد خوبه ک لازم نیس برم مدرسه و خصوصی بم درس میدن یاح
بالاخره رسیدیم
و کلی دور دور کردم اینجا فرقی با سئول نداره فقط کاخ هاش فرق داره و چیز هایی که میفروشن
و مثلا غذا هایی مثل پیتزا و اسنک و خوراکی هایی مثل چیپس و پفک و نوشیدنی هایی مثل شیر انبه و توت فرنگی و .... هم داره
فک میکردم خوناشام ها این چیزا رو نمیخورن
کلی خرید کردم و خوراکی و ..... خریدم رفتم خونه
داشتم میرفتم داخل ک ب جونگ کوک برخورد کردم
جونگ کوک: 😐😐😐جلوت و نگاه کن
ات: دلم نمیخاد اصن
جونگ کوک : گمشو اون ور
ات: هوی مرتیکه عوضی حواست هس چی میگی؟
جونگ کوک : آره کوچولو
ات:گمشو بابا

لایک بیست تا بشه حداقل
کامنت هم ۲۰ تا چیز ها مسخره ام ننویسید😂💔مثل ۱ ۲ ۳ یا تعیققسقس
دیدگاه ها (۸۸)

Red moon p11ماه قرمزچند ماه بعد ات ویو خانواده من و داییم خی...

Red moonP12ماه قرمزفردا ات ویوخب متن آمادس ۲ بار تمرین کردم....

Red moon P9 ماه قرمزرفتم جلو آیینه ات : چیییی ( جیغغغغ )پدر...

Red moon P8ماه قرمزات : اوی من مشکلی ندارم! پدر جونگ کوک یکم...

part 17عشق پنهانات: خب کی میریم که ازدواج کنیم؟جونگ کوک: ساع...

شب تولدمپارت 8ات: برام مهمه که گریه نکنی (عربده) جونگ کوک: ا...

شب تولدم پارت 9ویو ات: روی تخت نشسته بودم گریه میکردم که جون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط