عمری نکرده ام ولی ازدرد روزگار

عمری نکرده ام ولی ازدرد روزگار
با صد هزار سالگیم مو نمیزنم!
بر شانه های خسته خود تکیه میکنم
اما به شانه احدی رو نمیزنم

فرزاد نظافتی
دیدگاه ها (۱)

شب هلاکم می‌کند اندیشهٔ غمهای روزروز فکر محنت شبهای تارم می‌...

لَب به احساس زدم ... مسـت شدم ... فهمیـدم ; ...

لکنت ِشعر و پریشانی و جنجال ِ دلمچه بگویم که کمی خوب ...

اگه گفتین این تبلیغ خلاقانه چیه؟

Fate is predetermined

Chapter Seven, Part ²²تجربه قدم گذاشتن توی خونه های بازرگانا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط