بیاید درباره ارتیستایی حرف بزنیم که دیگه نیستن
بیاید درباره ارتیستایی حرف بزنیم که دیگه نیستن...
به طور کلی وقتی بهش فکر میکنم ی حس عن میگیرم
و یاده وقتایی میوفتادم که اونا بودن
اون حس گوهی که وقتی پستشونو میبینی و زیرش زده یکسال
اون حس گوهی که میری تو پیجشون و میبینی هیچ پستی نیست
انگار خیلیاشون رفتن تیک تاک
یا حتی کلا بیخیال شبکه مجازی شدن
یاده وقتی افتادم که با نائومی حرف میزدم و ازش میخواستم ی بکگراندو رنگ کنه...
یاده وقتی افتادم که از کاگورا میخواستم تا بحث بین و من و توموکو و میزوکو رو کم کنه...
یاده وقتی افتادم که ایمیکو برام کامتای جینگولی میذاشت...
یاده وقتی افتادم که یوکی میخواست تو اون چالشم شرکت کنه...
یاده وقتی افتادم که شیزوکا تازه کار بود و همه ازش حمایت میکردن...
یاده وقتی افتادم که میخواستم با کانزوکه دوست شم...
و...
یاده وقتی افتادم که بحث بین منو و توموکو بود... یا حتی دوستیای قبل اون بحث...
راستش ناراحتم میکنه:[
این مورد درباره ی چاچامارو هم صدق میشه چون اخرین بار یست گذاشت و گفت که همه انفالوم کنن و میخوام که دیگه هنه منو نشناسن:<...
دلم براش تنگ شده...
همین که اینترنتارو وصل کردن سریع میرم تو تیک تاک دنبالشون بگردم و پیداشون کنم o(╥﹏╥)o
یا حداقل از توموکو بخلطر همچی معذرت خواهی کنم:(....
قبلا خیلی ادم عنی بودم
کاش میتونستم ورژن گذشتمو بندازم تو اشغالا
به توموکو گفته بودم اوسیت خیلی بچه ننس اونم برای شوخی در صورتی که اونقپر احمق بودم که نمیدونستم این ی شوخی نیست:[...
و بعد از ی بحث توموکو اومد معذرت خواهی کرد ی پست گذاشت و عاف زد
در حالی که من اونی بودم که باید معذرت خواهی میکرد:(
من اونی بودم که همش کپی میکرد و اخرشم قبول نمیکرد
شایدم بخاطر اینکه هیچکس بهم نگفته بود اشتباهه و همه بهم فحش میدادن؟...
ببخشید کپشن پر ده هزار تا ... شد
ببخشسد که یکم اخلاق ازار دهنده ای داشتم:<
به طور کلی وقتی بهش فکر میکنم ی حس عن میگیرم
و یاده وقتایی میوفتادم که اونا بودن
اون حس گوهی که وقتی پستشونو میبینی و زیرش زده یکسال
اون حس گوهی که میری تو پیجشون و میبینی هیچ پستی نیست
انگار خیلیاشون رفتن تیک تاک
یا حتی کلا بیخیال شبکه مجازی شدن
یاده وقتی افتادم که با نائومی حرف میزدم و ازش میخواستم ی بکگراندو رنگ کنه...
یاده وقتی افتادم که از کاگورا میخواستم تا بحث بین و من و توموکو و میزوکو رو کم کنه...
یاده وقتی افتادم که ایمیکو برام کامتای جینگولی میذاشت...
یاده وقتی افتادم که یوکی میخواست تو اون چالشم شرکت کنه...
یاده وقتی افتادم که شیزوکا تازه کار بود و همه ازش حمایت میکردن...
یاده وقتی افتادم که میخواستم با کانزوکه دوست شم...
و...
یاده وقتی افتادم که بحث بین منو و توموکو بود... یا حتی دوستیای قبل اون بحث...
راستش ناراحتم میکنه:[
این مورد درباره ی چاچامارو هم صدق میشه چون اخرین بار یست گذاشت و گفت که همه انفالوم کنن و میخوام که دیگه هنه منو نشناسن:<...
دلم براش تنگ شده...
همین که اینترنتارو وصل کردن سریع میرم تو تیک تاک دنبالشون بگردم و پیداشون کنم o(╥﹏╥)o
یا حداقل از توموکو بخلطر همچی معذرت خواهی کنم:(....
قبلا خیلی ادم عنی بودم
کاش میتونستم ورژن گذشتمو بندازم تو اشغالا
به توموکو گفته بودم اوسیت خیلی بچه ننس اونم برای شوخی در صورتی که اونقپر احمق بودم که نمیدونستم این ی شوخی نیست:[...
و بعد از ی بحث توموکو اومد معذرت خواهی کرد ی پست گذاشت و عاف زد
در حالی که من اونی بودم که باید معذرت خواهی میکرد:(
من اونی بودم که همش کپی میکرد و اخرشم قبول نمیکرد
شایدم بخاطر اینکه هیچکس بهم نگفته بود اشتباهه و همه بهم فحش میدادن؟...
ببخشید کپشن پر ده هزار تا ... شد
ببخشسد که یکم اخلاق ازار دهنده ای داشتم:<
- ۱.۳k
- ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط