وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست 

وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست 
عهد و پیمانی که روزی با دلت بستم شکست 

ناگهان- دریا! تو را دیدم حواسم پرت شد 
کوزه ام بی اختیار افتاد از دستم شکست 

در دلم فریاد زد فرهاد و کوهستان شنید 
هی صدا در کوه،هی "من عاشقت هستم" شکست 

بعد ِ تو آیینه های شعر سنگم میزنند 
دل به هر آیینه،هر آیینه ایی بستم شکست 

عشق زانو زد غرور گام هایم خرد شد 
قامتم وقتی به اندوه تو پیوستم شکست

وقتی از چشم تو افتادم نمیدانم چه شد 
پیش رویت آنچه را یک عمر نشکستم شکست…

نجمه زارع
دیدگاه ها (۹)

خالق، مرا شاعر، تو را شعر آفریدهچشمت دو بیتی؛ لب، غزل؛ مویت ...

میدمد هر دم خیالت روحی اندر قالبمروز میگردد ز خودرشید دلفروز...

فواره وار، سربه هوايي و  سربه زيرچون تلخي شراب، دل آزار و دل...

سالها رفت و هنوزیک نفر نیست بپرسد از منکه تو از پنجره عشق چه...

- از زبان هانادر رو که بستم، پام به فرش گیر کرد و تقریباً اف...

آرزوی دیدارت را دارم... پارت 61["ویو جونگ‌کوک"]+"خفه شو."_"ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط