زنگ انشا برایم مرگ بود خاری بود در گلویم

زنگ انشا برایم مرگ بود, خاری بود در گلویم،
حال کافیست تنها یک زنگ انشا به من اختصاص دهند،
آن چنان قلم بفرسایم که کاغذ گنجایشش را کم بیاورد و شنونده رعشه بر ذهنش چنبره اندازد،
حرفهایم یک عمر زنگ انشا میخواهد . . . .
دیدگاه ها (۱۱)

عشق بهتر بود یا تحصیل؟..روزها روزهای خوبی بودبخشی از ماجرای ...

یکسری از دردها هم هستند که فقط باید بهشون خندید . . . .

اولین بار که کلمه ی فرض را یاد گرفتماول ابتدایی بود خانم معل...

عشق و جنونروزی همه فضابل و تباهی ها دور هم جمع شدند خسته تر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط