عید قربان است و دل قربان چشم مست تو

عید قربان است و دل قربان چشم مست تو
هستی و دار و ندارم همچنان در دست تو
گر نباشی نیستم، هستی من از هست تو
دین و دل یکجا ربودی ناز، ناز شست تو
دل نشیند تا ابد در کوچه ی بن بست تو
شعر من آهسته رو، شد بوسه ام پیوست تو
دیدگاه ها (۶)

نرگس اتش پرستی داشت شبنم می فروخت با همان چشمی که می زد زخم ...

نرو بمان که جان تویی ، نگار مهربان توییبرای قلب نیمه جان ، ن...

گاهی دلتیک رفتن ویک جاده بی انتها میخواهد،که فقطبروی و بروی ...

ای فلک بامن چرا؟ارزان چه چیزی داده ام؟گرجوانی برده ای آسان چ...

می‌شود یک شب تو "ساقی " باشی من مست تو؟محو چشمان تو باشم، عا...

می‌شود یک شب تو "ساقی " باشی من مست تو؟محو چشمان تو باشم، عا...

#شعر🍃ای یار ترین یار و نگارم ،  باز آ ..با گریه ی تلخ ، بی ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط