اینم زارت
اینم زارت
اینوسکه داستان ما روی هاروناعلی کراش داشت اما نمیدونست کراش ینی چی (حیح) و به هاروناعلی میگفت هارپاچینو تسوکاپو🗿🤡
و هروقت با هارونا حرف میزد یا هارونا بهش ثلام میکرد این گراز عصبی میشد (میتوانم نگاه های تنفر آمیز مویچیرو رو به اینوسکه حس کنم و تصور کنم)
و حالا اولین بار که همو دیدن اونروزی بود که گیو و شینوبو کانائو رفت بودن شکار نزوکوعلی که هارونا هم باهاشون بود و مثل اسب داشت میدویید که اینوسکه مثل گراز ازش جلو زد و هارونا رو گرفت و انداخت پشتش ده بدو (همون لحظه مویچیرو: عهههه ظنمو دزدیدنننن عاهاییی )
اینوسکه داستان ما روی هاروناعلی کراش داشت اما نمیدونست کراش ینی چی (حیح) و به هاروناعلی میگفت هارپاچینو تسوکاپو🗿🤡
و هروقت با هارونا حرف میزد یا هارونا بهش ثلام میکرد این گراز عصبی میشد (میتوانم نگاه های تنفر آمیز مویچیرو رو به اینوسکه حس کنم و تصور کنم)
و حالا اولین بار که همو دیدن اونروزی بود که گیو و شینوبو کانائو رفت بودن شکار نزوکوعلی که هارونا هم باهاشون بود و مثل اسب داشت میدویید که اینوسکه مثل گراز ازش جلو زد و هارونا رو گرفت و انداخت پشتش ده بدو (همون لحظه مویچیرو: عهههه ظنمو دزدیدنننن عاهاییی )
- ۱۸۵
- ۱۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط