بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت سوم :
و نتیجه میگیرد خب خوشحال باشید که با امام شما چنین نکردند.
در هر حال اگر کسی بر این باور باشد که انگشت حضرت امام علیه السلام را بریدند، چیزی به دین و ایمان او اضافه نمی شود؛ و اگر کسی بر این باور باشد که نبریدند، باز هم چیزی به دین و ایمانش اضافه نشده و یا از آن کم نمی شود؛ اما اگر کسی امامش را نشناسد،به دین مردمان دوران جاهلیت مرده است.
البته برخی به عمد یا سهو، در مقابل این افراطها، اهل تفریط میشوند. میگویند: اصلاً ذکر مصیبت نکنید و از حوادث چیزی نگویید و با ژست روشنفکرانه، چنین توجیه می کنند که بروید در اهداف و آرمانهای امام تحقیق علمی کنید.
این یک حقه است که دشمنان می سازند و عدهای عوامِ نادان در هر سطحی نیز از آن پیروی میکنند.
بالاخره امام شناسی، هدف شناسی و راه شناسی، مستلزم دوست و دشمنشناسی = تولا و تبرا میباشد - مستلزم جریان شناسی و هم چنین جرم شناسی است؛ آیا مجرم شناسی، بدون جرمشناسی میسر میباشد؟
عرصه نظر و عمل : تجزیه، علت اصلی تمامی بدبختی هایی است که بر انسان، جامعه، ملت یا امت می آید. تجزیه جداسازی است. خواه جدا کردن دست و پای کسی باشد یا ایجاد اختلاف بین یک امت یا تجزیه خاک یک کشور یا تجزیه و جداسازی عرصه نظر و عمل یا همان ایمان و عمل.
در عرصه نظری، بگویید: امریکا دشمن اسلام، مسلمین و به ویژه ملت ایران است. دهها دلیل نیز نه تنها از تفاوت، بلکه از مغایرت و تضاد جدی در جهانبینی، ایدئولوژی و اهداف و برنامهها بیان نمایید، اما اگر از شما سؤال کنند که با این همه، میتوانید امریکا را مخالف بخوانید، ولی چرا دشمن می خوانید، مگر چه کرده است و جرمش چیست؟! آن وقت چه میگویید؟! پس جرم شناسی لازم است.
وگرنه خب، ماهیت امریکا، انگلیس و اسرائیل یا سران وابسته عرب یا منافقین در هر ملتی، با عملکرد مجرمانهیشان شناخته میشود. وگرنه دشمن نیز ادعا دارد. میگوید: حق با من است؛ من مدافع حق و حقوق و حتی حقوق بشر هستم، من اصلاح گرم ودنبال صلح جهانی هستم، من متمدن و اهل دموکراسی هستم و ... -خب در اینجا بحث فلسفه و حکمت یا حقوق کافی نیست، بلکه با عملکردش روشن و ثابت می شود که دروغ میگوید یا راست میگوید.
خوارج یا کوفیان و سرانشان نیز برای عوام فریبی، ادعای مسلمانی و پیروی از قرآن کریم داشتند. مگر می شود به همین راحتی و بدون هیچ تبلیغات منفی و فضاسازی، دهها هزار نفر را جمع کرد و به امام کُشی واداشت و یا صدها هزار نفر را به بیتفاوتی و سکوت کشاند؟!(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت سوم :
و نتیجه میگیرد خب خوشحال باشید که با امام شما چنین نکردند.
در هر حال اگر کسی بر این باور باشد که انگشت حضرت امام علیه السلام را بریدند، چیزی به دین و ایمان او اضافه نمی شود؛ و اگر کسی بر این باور باشد که نبریدند، باز هم چیزی به دین و ایمانش اضافه نشده و یا از آن کم نمی شود؛ اما اگر کسی امامش را نشناسد،به دین مردمان دوران جاهلیت مرده است.
البته برخی به عمد یا سهو، در مقابل این افراطها، اهل تفریط میشوند. میگویند: اصلاً ذکر مصیبت نکنید و از حوادث چیزی نگویید و با ژست روشنفکرانه، چنین توجیه می کنند که بروید در اهداف و آرمانهای امام تحقیق علمی کنید.
این یک حقه است که دشمنان می سازند و عدهای عوامِ نادان در هر سطحی نیز از آن پیروی میکنند.
بالاخره امام شناسی، هدف شناسی و راه شناسی، مستلزم دوست و دشمنشناسی = تولا و تبرا میباشد - مستلزم جریان شناسی و هم چنین جرم شناسی است؛ آیا مجرم شناسی، بدون جرمشناسی میسر میباشد؟
عرصه نظر و عمل : تجزیه، علت اصلی تمامی بدبختی هایی است که بر انسان، جامعه، ملت یا امت می آید. تجزیه جداسازی است. خواه جدا کردن دست و پای کسی باشد یا ایجاد اختلاف بین یک امت یا تجزیه خاک یک کشور یا تجزیه و جداسازی عرصه نظر و عمل یا همان ایمان و عمل.
در عرصه نظری، بگویید: امریکا دشمن اسلام، مسلمین و به ویژه ملت ایران است. دهها دلیل نیز نه تنها از تفاوت، بلکه از مغایرت و تضاد جدی در جهانبینی، ایدئولوژی و اهداف و برنامهها بیان نمایید، اما اگر از شما سؤال کنند که با این همه، میتوانید امریکا را مخالف بخوانید، ولی چرا دشمن می خوانید، مگر چه کرده است و جرمش چیست؟! آن وقت چه میگویید؟! پس جرم شناسی لازم است.
وگرنه خب، ماهیت امریکا، انگلیس و اسرائیل یا سران وابسته عرب یا منافقین در هر ملتی، با عملکرد مجرمانهیشان شناخته میشود. وگرنه دشمن نیز ادعا دارد. میگوید: حق با من است؛ من مدافع حق و حقوق و حتی حقوق بشر هستم، من اصلاح گرم ودنبال صلح جهانی هستم، من متمدن و اهل دموکراسی هستم و ... -خب در اینجا بحث فلسفه و حکمت یا حقوق کافی نیست، بلکه با عملکردش روشن و ثابت می شود که دروغ میگوید یا راست میگوید.
خوارج یا کوفیان و سرانشان نیز برای عوام فریبی، ادعای مسلمانی و پیروی از قرآن کریم داشتند. مگر می شود به همین راحتی و بدون هیچ تبلیغات منفی و فضاسازی، دهها هزار نفر را جمع کرد و به امام کُشی واداشت و یا صدها هزار نفر را به بیتفاوتی و سکوت کشاند؟!(ادامه دارد...)
- ۹۰
- ۰۷ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط