زندگی من آرام میگذشت.

زندگی من آرام میگذشت.
اتفاقی نمی افتاد...!

تا این که سکوتی تمام وجودم را دگرگون کرد!

بی صداآفتابی شد..آری سکوت!

سکوتی که از دنیا بریده است!

کاش نبود..اما وجود من آن را شدیدتر می کند.آری.!

ای سکوتی که بی رحمانه مرا غرق محبت

میکنی!نمیخواهم..محبت نمیخواهم!
دیدگاه ها (۱)

بهرام محمدی؛ دکترینِ عشقِ مطلق (معمارِ هندسه‌یِ قدرت)• ─────...

در سرم شهری‌ستکه هیچ‌وقت شب نمی‌شود؛پر از خیابان‌های بی‌انته...

....پارت سوم....

پارت ۲۷ از آن روز به بعد، جونگ‌کوک حتی یک لحظه آریانا را تنه...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ⁴³یک هفته گذشته بود...همه ...

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

بعضی غم‌هاراهی به کلمه ندارند.نه می‌شود برایشان شعری نوشت،نه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط