پارت ۳

پارت ۳

ویو جونگ‌کوک
دختر شجاع و خوبی بود ولی خیلی شبیه یکی بود
ایشش چرا اسمشو نپرسیدم

ویوجونگ‌سان‌
چرا این پسره هی نگام میکنه چرا شبیه جئون جونگ‌کوکه؟ هعی....
ایشش کی زرزرای استاد تموم میشه؟

ویو ادمین
کلاس تموم شد و جونگ‌سان و جونگ‌کوک به خونه رفتن

ویو جونگ سان
بالخره رسیدم خونه
مامان و بابام مثه همیشه سر کار بودن آبجیم هم رفته بود واسه کار آموزی
رفتم دوش گرفتم بعد ۲ ساعت اومدم بیرون دیدم مامانم کلی زنگ زده بهش زنگ زدم تا جواب داد گفت کجا بودی پفیوز گفتم حموم گفتش امروز چطور بود؟ گفتم هیچ بابا یه پسره دیدم معلوم بود قلدره دعوامون شد گفت زدیش؟ گفتم نه بابا ولی مامان خیلی شبیه جونگ‌کوک بودا که مامانم گفت کار دارم خدافظ

عجبا... غذا خوردم و تکالیفو تموم کردم و خوابیدم

ویو جونگ‌کوک

هعی... زندگی چرا شبیه جونگ‌سان بود خدایایایاایا
رسیدم خونه فقط بابام خونه بود که داشت آشپزی می‌کرد گفتم مامان کجاست؟
گفت: سرکاره
گفتم: اونم همیشه سر کاره میرم دوش بگیرم آنقدر خسته بودم که تقربا خوابم برد اومدم بیرون
میگم بابا ( بابای جونگ‌کوک رو ب مینویسم ادمین گشاد)
ب: بگو پسرم
کوک: جونگ‌سان و... خبری ازشون نی
ب: نه چطور
کوک: هیچ یه دختره تو مدرسمون دیدم خیلی شبیه جونگ سان بود
ب: اوهوم حتما فردا اسمش یا... بپرس
کوک: اوکی من میرم بخوابم
ب: باشه
شب بخیر

میخوام شرط بزارم
۲۰ تا بشیم میزارم

#ویسگون #کیوت #کلیپ #آرمی #بی_تی_اس #کیم_نامجون #کیم_سوکجین #مین_یونگی #جانگ_هوسوک #پارک_جیمین #کیم_تهیونگ #جئون_جونگ_کوک #سناریو #فیک #شیر_کاکائو #جی_هوپ #RM #یونگی_مری_می #شوگا #جین #V
#army #jk
دیدگاه ها (۰)

چندپارتی جونگ‌کوک ادمین ویوهیچ دیگه صبح شد جونگ‌کوک و جونگ‌س...

خب اصن حال نداشتم ۲۵ تایی شیم میزارم____________چند پارتی کو...

پارت ۲تهیونگ تمام مدت کنار کوک بودتهیونگ: عجب جرئتی داری ها ...

بچه ها واقعا از اینکه ازم تعریف کردید خوشحالم و جوگیر شدم پش...

پرنسس من ۲۹

رمان مافیای من(پارت5)اومد لباسشو در بیاره ولیمن چون وقتی بچه...

پرنسس کوچولو پارت ۲ویو لیسا:دیشب جنی بهم گفت که به یک مهمونی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط