مرا ببخش بهارم که عاشقت گشتم

مرا ببخش بهارم ، که عاشقت گشتم
غبارِ لحظه شمارِ دقایقت گشتم

دوباره زنده شده خاطراتِ بودنِ تو
و در خیال ، همان عشقِ سابقت گشتم

و لایقِ تو نبودم ، درست ! می دانم
به این هوایم ، شاید که لایقت گشتم

برای آنکه توانی ز من گذر بکنی
به روی شانه گرفتم، و قایقت گشتم

همیشه بادِ موافق برای من بودی
کنون زمانه ی آن شد و وافقت گشتم

تو یادگارِ بهاری ، نگارِ رویایی
تو دشت عاطفه ای ، من شقایقت گشتم

آهای دختر زیبا ، بهارِ زندگی یم
بیا که آینه دارِ ، علایقت گشتم

به دل نگیر اگر در میان شعر به اشک
ببخش گفتم و بد موقع عاشقت گشتم

فریدون مشیری
دیدگاه ها (۱)

ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺁﺧﺮﺵ ﭼﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ...ﻣﺜﻞ ﻫﻤﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻫﺎﯼ ﻋﺎﻃﻔﯽﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ...

دوباره پلک دلم میپرد....

.آدم‌هاوقتی می آیندموسیقی شان را هم با خودشان می آورندولی وق...

ایـن روزا مـیـگـذره بـا تـمـوم خـوبـی هـا و بـدی هـاش..مـیـگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط