‌

‌
دلم تنگِ دِلَت گشته گرفتارَم نکن
عاشقم ، دیوانه اَم اینگونه آزارَم نکن
من عاشقِ زارَت شُدم آری ولی
با عِشوه هایِ خود تو بیمارَم نکن
نازَنینَم ،جان و دل را میسپارَم دستِ تو
من اسیرَت میشَوَم اما تو بَر دارَم نکن
یک نفس ناگه سَری هم بَر دِلِ زارَم بزن
یا بمان اینجا کنارم یا که شَرمسارَم نکن
لاأقل یک دَم بگو ،گویی خیالاتی شُدَم
گرچه دوری از بَرَم اما تو انکارَم نکن
هوای تو دلم را خوابِ خوابَش کرده باز
زِ خود بیخود شدم دیگر تو بیدارَم نکن


‌ ‎‌‌‌
دیدگاه ها (۱۱)

دلم تنگِ دِلَت گشته گرفتارَم نکنعاشقم ، دیوانه اَم اینگونه آ...

سکوت عشق

باز با آیات عشقت مست و بیمارم نکن شعر، خوابم میکند ، آرام، ب...

باز با آیات عشقت مست و بیمارم نکن شعر، خوابم میکند ، آرام، ب...

. باز با آیات عشقت مست و بیمارم نکن شعر، خوابم میکند ، آرام،...

. باز با آیات عشقت مست و بیمارم نکن شعر، خوابم میکند ، آرام،...

NH. باز با آیات عشقت مست و بیمارم نکن شعر، خوابم میکند ، آرا...

. باز با آیات عشقت مست و بیمارم نکن شعر، خوابم میکند ، آرام،...

. باز با آیات عشقت مست و بیمارم نکن شعر، خوابم میکند ، آرام،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط