زردها بی خود قرمز نشده اند
زردها بی خود قرمز نشده اند
قرمزی رنگ نینداخته ست
بی خودی بردیوار.
صبح پیدا شده ازآن طرف کوه«ازاکو» اما،
«وازنا» پیدا نیست.
گرته ی روشنی مرده ی برفی همه کارش آشوب
برسرشیشه ی هر پنجره بگرفته قرار
«وازنا» پیدا نیست،
من دلم سخت گرفته ست ازاین
میهمانخانه ی، مهمان کش روزش تاریک،
که به جان هم نشناخته انداخته ست،
چند تن خواب آلود !
چند تن ناهموار !
چند تن نا هشیار !.
/ سعید
قرمزی رنگ نینداخته ست
بی خودی بردیوار.
صبح پیدا شده ازآن طرف کوه«ازاکو» اما،
«وازنا» پیدا نیست.
گرته ی روشنی مرده ی برفی همه کارش آشوب
برسرشیشه ی هر پنجره بگرفته قرار
«وازنا» پیدا نیست،
من دلم سخت گرفته ست ازاین
میهمانخانه ی، مهمان کش روزش تاریک،
که به جان هم نشناخته انداخته ست،
چند تن خواب آلود !
چند تن ناهموار !
چند تن نا هشیار !.
/ سعید
- ۱.۳k
- ۲۳ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط