از آشنایی در زایشگاه تا طلاق به خاطر مهاجرت

از آشنایی در زایشگاه تا طلاق به خاطر مهاجرت
روزنامه ایران: بالاخره به آخر خط رسیدند. با دریافت حکم طلاق، زن می‌ماند و مرد می‌رفت. 25 سال پیش که ازدواج کردند فکرش را هم نمی‌کردند که روزی از هم جدا شوند اما حالا آن روز رسیده بود. چراکه تصمیم به «مهاجرت» راه زن و شوهر میانسال را از هم جدا می‌کرد.

مرد تنها به دادگاه آمده بود. ضرورتی هم به حضور زن نبود، همه کارهایشان را یکی دو هفته قبل انجام داده بودند و فقط ابلاغ حکم مانده بود. در گوشه‌ای از شعبه 266 دادگاه خانواده منتظر بود تا اینکه منشی دادگاه برگه‌ای را از پرونده جدا کرد، روی آن مهری زد و به دستش داد.

مرد میانسال که «خسرو» نام داشت موهای جوگندمی و اندامی ورزیده داشت. لحن صحبتش هم نشان می‌داد باید شغل خاصی داشته باشد. او خلبان بود و همسرش «پروانه» ماما. نخستین بار سال‌ها پیش در روز تولد برادرزاده خسرو، درست پشت اتاق زایمان با هم آشنا شده بودند. حالا آن نوزاد، جوانی 25 ساله شده بود و در امریکا تحصیل می‌کرد.
ادامه را در کانال سراسر جنجالی اخبار حوادث دنبال کنید
telegram.me/akhbarhavades
🔥 @akhbarhavades 💥

ارتباط با ادمین وطرح نظرات و اعلام آمادگی جهت همکاری در امور کانال
id:📝 telegram.me/soheil4246

اونایی که ریپورت هستند بیاین گروه
telegram.me/joinchat/EA961wlnRxeJnGB39qweuw
دیدگاه ها (۱)

هیس هیچی نگو همه چی خوبه

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت15ویو اتبوی ضد...

پارت ۴۷ — نامه‌ای که نرسیددو ماه از تبعید یورا گذشته بود.حال...

Wooden doll 🍂 با آخرین تراش ، براده ای کوچک بر پارکت های رنگ...

𝑻𝒉𝒆 𝑯𝒆𝒊𝒓 𝒐𝒇 𝑻𝒘𝒐 𝑭𝒂𝒎𝒊𝒍𝒊𝒆𝒔𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏باران از صبح شروع شده بود و ان...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۹

جنگل نفرین شده پارت ۱۴

خانوم مدیرعاملپارت ۱۰ | مهمان‌های فرانسوییک ساعت از شروع کار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط