ات در حال حاضر داره گریه میکنه

ات در حال حاضر داره گریه می‌کنه
کوک:تموم شد ات تموم شد
ات:کوک من باید برم در خونه ی اون اشغال عوضی
کوک:نمیشه الان عصبانی هستی
ات:کوک خواهش میکنم این تنها کاریه که میتونی باهاش خوشحالم کنی باید بفهمم چرا منو کتک زده
کوک:خب باشه باید با اتوبوس بریم
خلاصه سوال اتوبوس شدن و راهی خونه سوهو شدن تا رسیدن و ات در زد
ادمین گلتون: بچه ها یه چیزی آیفون خونه سوهو چون یه خورده قدیمیه تصویر رو نشون نمی ده
سوهو:(پشت آیفون)هانا جون بیا داخل
و ات رفت داخل
سوهو تا در بالا رو باز کرد با قیافه ات مواجه شد
ات:سلام
سوهو:چرا اومدی دلت میخواد کتکت بزنم
ات:همراه دارم میتونی پایین پنجره رو نگاه کنی
سوهو هم تا نگاه کنید کرد کوکو دید
ات :خب نمیخوای ازم پذیرایی‌ کنی بیام تو باهات حرف دارم
سوهو: باشه بیا تو
ات رفت داخل و سوهو دوتا قهوه درست کرد و برد سرمیز
ات:خب...
دیدگاه ها (۰)

ات :خب توضیح بده سوهو‌: از کجا شروع کنم؟ات : از هر جایی سوهو...

کوک:البته و ات یه سیلی محکم به سوهو زد سوهو:این برای چی بود ...

که گفت عوضی اشغال و افتاد روم تا میتونست کتکم زد نفهمیدم کار...

صبح:کوک: من میرم و برمی‌گردمته:باشه برگردیاکوک:بای ............

دروغ نگو جونگ کوک کوک. دروغ نمیگمات. کوکو کوک. جان کوکو ات. ...

ویو خونه ی کوک‌کوک حاضر بود و ات هم همینطور. کوک رفت آشپزخون...

part23 عشق پنهان《ویو ات》جونگ کوک بود برگشتم سمتش تا برگشتم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط